Wednesday , 20 September 2017 / چهارشنبه , ۲۹ شهریور ۱۳۹۶
اخرین مقالات
چرا امیرالمؤمنین (ع)، زبان را به گرگ تشبیه می کند؟

چرا امیرالمؤمنین (ع)، زبان را به گرگ تشبیه می کند؟

آن کس که زیاد سخن می گوید، زیاد اشتباه می کند و آن کس که زیاد اشتباه کند حیایش کم می شود و کسی که حیایش کم شد پارسایی اش نقصان می گیرد و کسی که پارسایی اش نقصان گیرد قلبش می میرد.

 

علمای اخلاق معتقدند کنترل زبان سخت دشوار است چون برای بعضی افراد امکان دارد دست خود را کنترل کنند و سیلی به صورت کسی نزنند. پای خویش را کنترل کنند و به جای نامناسبی نروند و در مسیری که خلاف است گام برندارند اما بسیاری از افراد قادر نیستند زبان خویش را کنترل کنند. به همین جهت ائمه معصومین (ع) درباره حفظ و نگهداری زبان از گناه و معصیت به طور جدی توصیه کرده اند زیرا بسیاری از گناهان و خطاهایی که از انسان سر می زند به خاطر عدم کنترل زبان است.

حضرت علی علیه السلام می فرماید: “اللسان سبع ان خلی عنه عقر / زبان درنده ای است که اگر رهایش کنی هار می شود و انسان را می گزد.” و در جای دیگر آن بزرگوار از زبان به عنوان اسب سرکش و چموش تعبیر کرده و می فرماید: مرد باید زبانش را حفظ کند، زیرا این زبان سرکش صاحبش را به هلاکت می اندازد. به خدا سوگند باور نمی کنم بنده ای که زبانش را حفظ نکند تقوایی به دست آورد که به او سود بخشد. امیرالمؤمنین (ع) در جای دیگری سرانجام کنترل نکردن زبان را آتش دوزخ دانسته و می فرماید: آن کس که زیاد سخن می گوید، زیاد اشتباه می کند و آن کس که زیاد اشتباه کند حیایش کم می شود و کسی که حیایش کم شد پارسایی اش نقصان می گیرد و کسی که پارسایی اش نقصان گیرد قلبش می میرد و کسی که قلبش بمیرد داخل دوزخ می شود.

از مهم ترین سرچشمه های آرامش و رسیدن به شادی عمیق و پایدار در زندگی، مدیریت و کنترل زبان است. بسیاری از علمای اخلاق و سالکان الی الله بر این باورند که طی منازل سلوک و رسیدن به آرامش و صلح درون بدون توجه به زبان و آنچه بر زبان جاری می شود، میسر و ممکن نمی شود.

در طول روز و در زندگی روزمره هر کدام از ما در عکس العمل به رویدادها و اتفاقات تلخ و شیرین، سخنانی را بر زبان می آوریم. این سخنان نه تنها مسیر اتفاقات بعدی را تعیین می کنند – مثلا کسی که در یک صحنه تصادف سخنی بر زبان می آورد که به درگیری و نزاع و کشمکش می انجامد در حالی که اگر آن سخن بر زبان او نمی آمد آن نزاع و تبعات بعد از آن شکل نمی گرفت –  بلکه آثار خود را ساعت ها و گاه روزها بر زندگی ما بر جای می گذارند. چندی پیش نگارنده از زبان آیت الله قرهی، اندیشمند دینی این نکته بسیار مهم را شنید که اگر کسی می خواهد به مراتب عالی سوک و عرفان برسد راهی ندارد جز این که یک مثلث را که در وجود او قرار دارد مدیریت کند و بر آن مهار بزند. اما اضلاع این مثلث عبارتند از دهان، چشم و گوش. یعنی مصدرهای وجود انسان، جایی که ما به واسطه آن داده ها را می گیریم و به وسیله آن موضعی را اتخاذ می کنیم که ممکن است قلبی را بشکند و اندوهی را بر فردی مستولی کند. اما آنچه در ادامه این بحث می آید ملهم از مباحث کتاب “اخلاق عملی” آیت الله مهدوی کنی است.

آدمی مخفی است در زیر زبان

اصولا یکی از نشانه های انسان عاقل آن است که بی جا سخن نمی گوید زیرا زیان نشان دهنده میزان عقل آدمی است، چنان که امیر مؤمنان فرمود: سخن بگویید تا شناخته شوید، چرا که انسان در زیر زبان خود پنهان است. به تعبیر مولانا: آدمی مخفی است در زیر زبان / این زبان پرده است بر درگاه جان / چون که بادی پرده را در هم کشید / سر صحن خانه شد بر ما پدید / کاندر ان خانه گهر یا گندم است / گنج زر یا جمله مار و کژدم است / یا در او گنج است و ماری بر کران / زانک نبود گنج زر بی پاسبان.

امیرالمؤمنین فرمود: قلب احمق پشت زبان اوست

 امیرمؤمنان در جای دیگری فرمود: زبان عاقل در پشت قلب او جای دارد و قلب احمق پشت زبان اوست. مرحوم سید رضی هنگامی که این جمله را در نهج البلاغه نقل می کند می گوید این جمله از کلمات شگفت انگیز و پرارزش مولا امیرالمؤمنین است و مقصود این است که انسان عاقل زبان خود را پیش از مشورت کردن و اندیشیدن به سخن نمی گشاید ولی احمق قبل از این که فکر و اندیشه کند، سخن می گوید، بنابراین گویی زبان عاقل دنباله رو قلب اوست ولی قلب احمق از زبان پیروی می کند. همین مضمون در عبارت دیگری از آن حضرت نقل شده است که فرمود: “قلب احمق در دهان او و زبان عاقل در قلب اوست.” یعنی مؤمن هرگاه بخواهد سخنی بگوید نخست می اندیشد اگر نیک بود می گوید و اگر ناپسند بود از گفتن خودداری می کند. اما شخص دورو و منافق آنچه بر زبانش جاری می شود می گوید و نمی داند کدام سخن به سود او و کدام سخن به زیانش تمام می شود. – سپس فرمود – رسول خدا فرموده است: ایمان هیچ بنده ای درست نمی شود مگر این که قلبش درست شود و قلبش درست نمی شود تا آن که زبان او راست و مستقیم شود.بسیارند کسانی که از سخن گفتن نادم و پشیمان اند اما به خاطر سکوت هیچ گاه اظهار ندامت نمی کنند. لقمان به فرزندش فرمود: فرزند عزیزم! چه بسا که من در اثر گفتار پشیمان شده ام اما به خاطر سکوت افسوس نخورده ام.

آن که سکوت کرد نجات یافت

در برخی از روایات آمده که سکوت و خاموشی از سخن گفتن بهتر است:  رسول خدا (ص) فرمود: “نجاه المومن فی حفظ لسانه / نجات مؤمن در حفظ زبان اوست” و در جای دیگری فرمود: “من صمت نجی / آن کس که سکوت کند نجات می یابد.”

شخصی خدمت رسول خدا (ص) رسید و گفت: درباره اسلام و دستورهای آن مطالبی بفرمایید که بدان عمل کنم و نیازی نباشد که از دیگران در این باره بپرسم. پیامبر اکرم (ص) فرمود: بگو به خدا ایمان آورده و در این راه استوار باش. دیگر بار پرسیدم از چه چیز خود را حفظ کنم؟ پیامبر به زبان خود اشاره کرد، یعنی از زبانت بترس و آن را کنترل کن.

سکوت ممدوح، سکوت مذموم

هدف از احادیث سکوت این نیست که انسان باید همیشه و در همه حال لب فرو بسته و زبان به سخن نگشاید و حتی در مقام احقاق حق خود و دیگران سکوت اختیار کند و به دفاع از خود برنخیزد بلکه مقصود جلوگیری از هرزه گویی و فضول کلام است زیرا اگر روایات سکوت را این گونه تفسیر کنیم که انسان باید در همه حال حتی در برابر ستم ستمکاران و افساد مفسدان مهر سکوت بر لب زده و فریاد برنیاورد چنین تفسیری بی تردید مخالف ضرورت شرع انور است که امر به معروف و نهی از منکر را از اهم واجبات شمرده و سکوت در برابر ظلم را گناهی بزرگ می داند. اگر در برابر مفاسد و مظالم بنا بر سکوت باشد، کیان اسلام به خطر می افتد. در این گونه موارد اسلام دستور می دهد که مهر سکوت را بشکنید و داد بزنید و فریاد برآورید و مردم را نیز علیه فساد و ستم بشورانید. در حقیقت کسانی که در این گونه موارد سکوت می کنند اصل مسلم قرآنی را نادیده انگاشته اند و آن اصل امر به معروف و نهی از منکر است که از اهم فرایض به شمار می رود و در قرآن مجید و روایات اهل بیت تأکید زیادی بر آن شده است و از کسانی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند نکوهش شده و آن ها را مستوجب غضب و خشم خداوند دانسته اند.

زبان درنده ای است که نباید رها شود

علمای اخلاق معتقدند کنترل زبان سخت دشوار است چون برای بعضی افراد امکان دارد دست خود را کنترل کنند و سیلی به صورت کسی نزنند. پای خویش را کنترل کنند و به جای نامناسبی نروند و در مسیری که خلاف است گام برندارند اما بسیاری از افراد قادر نیستند زبان خویش را کنترل کنند. به همین جهت ائمه معصومین (ع) درباره حفظ و نگهداری زبان از گناه و معصیت به طور جدی توصیه کرده اند زیرا بسیاری از گناهان و خطاهایی که از انسان سر می زند به خاطر عدم کنترل زبان است.

حضرت علی علیه السلام می فرماید: “اللسان سبع ان خلی عنه عقر / زبان درنده ای است که اگر رهایش کنی هار می شود و انسان را می گزد.” و در جای دیگر آن بزرگوار از زبان به عنوان اسب سرکش و چموش تعبیر کرده و می فرماید: مرد باید زبانش را حفظ کند، زیرا این زبان سرکش صاحبش را به هلاکت می اندازد. به خدا سوگند باور نمی کنم بنده ای که زبانش را حفظ نکند تقوایی به دست آورد که به او سود بخشد. امیرالمؤمنین (ع) در جای دیگری سرانجام کنترل نکردن زبان را آتش دوزخ دانسته و می فرماید: آن کس که زیاد سخن می گوید، زیاد اشتباه می کند و آن کس که زیاد اشتباه کند حیایش کم می شود و کسی که حیایش کم شد پارسایی اش نقصان می گیرد و کسی که پارسایی اش نقصان گیرد قلبش می میرد و کسی که قلبش بمیرد داخل دوزخ می شود.

شبستان

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


(مهم)